Home | Contact | Archives


 

 
 

December 2006

 
 

شنبه ۹ دی ۸۵

برای سکوت ها و خاموشی ها

 



کمکش کردم که روی تخت بنشیند و ژاکت دیگری را تنش کردم... با احتیاط و آرام آرام آستین را روی دست گچ گرفته اش کشیدم و بالا بردم، دکمه های ژاکت را بستم و داشتم ملحفه را مرتب می کردم...
ادامه ...

Permalink | Comments 23
 


 

جمعه ۸ دی ۸۵

...

 



"مواظب باش پسرم، آن بالا کسی هست که می تواند روی همه ما بشاشد!" ( ایتالو کالوینو) مهم نیست فاعل این امر چه کسی باشد؛ همیشه، همه وقت و همه جا بالاخره کس یا کسانی هستند بالاتر از ما...گاهی در...
ادامه ...

Permalink
 


 

سه شنبه ۵ دی ۸۵

شعر زنان افغان

 



حدود دو ماه پیش بود که در شهر کتاب نزدیک خانه، لابلای قفسه های کتاب می چرخیدم و گاه دستم به سوی قفسه ای می رفت و کتابی را بیرون می کشید. خیلی اتفاقی نگاهم به طبقه زیرین یک قفسه...
ادامه ...

Permalink | Comments 12
 


 

یکشنبه ۳ دی ۸۵

Merry Christmas

 



کریسمس را به همه دوستان عزیز مسیحی، همه آن عزیزانی که در خارج از ایران و یکی از کشورهایی که کریسمس از سنت های آنها است و به همه کسانی که نو شدن را دوست دارند و از هر...
ادامه ...

Permalink | Comments 17
 


 

جمعه ۱ دی ۸۵

یلدا بازی ما!

 



دیدم برادر میرزا پیکوفسکی، همسایه معظم و محترم وبلاگی دعوتمان کرده است یلدا بازی کنیم. من هم فی الفور فکرم رفت به اعترافات مگویم و آستین ها را بالا زده و شش تایی از این ناگفته ها را رو کرده...
ادامه ...

Permalink | Comments 32
 


 

چهارشنبه ۲۹ آذر ۸۵

کابوس آن نگاه بی پناه و تسلیم

 



اولین بار که به شکار رفتم، همان آخرین بار شد. از آن حماقت های بی دلیل... شاید وسوسه دیدن کویر بود...شاید کنجکاوی حس بدوی...اما حماقت برازنده ترین توصیف است. ما چهارنفر بودیم و یک جیپ و بیابان تفدیده و داغ...انگار...
ادامه ...

Permalink
 


 

سه شنبه ۲۸ آذر ۸۵

هفده ...

 



« زن و دانشگاه» موضوع پرونده هفدهمین شماره « زنستان» است: - بهاره هدایت: تجمع بیست و دو خرداد برای کمیسیون زنان یک فرصت بود/ گفتگو: فرناز سیفی - خوابگاه دختران، زندان زنان نیست/ نسيم سرابندي - گزارش آماری از...
ادامه ...

Permalink
 


 

یکشنبه ۲۶ آذر ۸۵

آره؟!

 



- صبح کله سحر با صدای اس ام اس از خواب می پرم و زیر لب به خودم فحش می دهم که باز یادم رفته گوشیم را خاموش کنم. از اتاق بغلی اس ام اس زده که تولدت مبارک باقالی!...
ادامه ...

Permalink | Comments 38
 


 

جمعه ۲۴ آذر ۸۵

کال گپ های نیمه شب

 



دو شب پیش من و داوود پنهانی( که دوست خوب و بسیار بامطالعه ای است) تا نزدیک های صبح در یاهو مسنجر با هم بحث جالبی درباره رویکرد نقد، دیالکتیک با ساختار و ابزارهای مورد استفاده طرفین داشتیم. این بحث...
ادامه ...

Permalink | Comments 7
 


 

پنجشنبه ۲۳ آذر ۸۵

بی عنوان

 



وظیفه را به لطف تقلیل دادن حق را به وظیفه مبدل کردن بعد دوباره وظیفه را به لطف تقلیل دادن حق را وظیفه جلوه دادن و همین طور چرخ زدن و چرخیدن و چرخ خوردن......
ادامه ...

Permalink
 


 

سه شنبه ۲۱ آذر ۸۵

تنها به انسانیت و روش های انسانی آری می گویم

 



حزب مشارکت دو سه تا عضو و سمپات دیگر به لمپنی، بددهنی و وقاحت جناب محمد جواد روح داشته باشد کافی است تا همان چهارتا و نصفی رایی را هم که ممکن است به دست بیاورد از دست بدهد. البته...
ادامه ...

Permalink | Comments 35
 


 

شنبه ۱۸ آذر ۸۵

کمپینی که نقطه عطف است

 



دو روزی اصفهان بودیم؛ برای برگزاری یکی از کارگاه های آموزشی کمپین « یک میلیون امضا». دو روز کاری شلوغ و بسیار خوب و مفید. به نظرم مهم ترین دستاورد این سفرها دیدن و آشنا شدن با پتانسیل قوی هست...
ادامه ...

Permalink | Comments 13
 


 

دوشنبه ۱۳ آذر ۸۵

فمینیست محبوب من: 1- ارونداتی روی

 



فکر کردم شاید بد نباشد از این به بعد گاه گاه یکی از فمینیست های مورد علاقه ام را معرفی کنم و شمه ای از فعالیت ها، اعتقادات و باورهای آنها را بازگو کنم و از « ارونداتی روی» که...
ادامه ...

Permalink | Comments 13
 


 

شنبه ۱۱ آذر ۸۵

شماره شانزدهم

 



صفورا نوربخش را می شناسید؟ کتاب ارزشمند "اتاقی از آن خود" نوشته ویرجینیا وولف را وی ترجمه کرده است. یک ترجمه خیلی دقیق و قابل اعتماد... صفورا نوربخش لطف کردند و با مهربانی همیشگی که دارند درخواست من را پذیرفتند...
ادامه ...

Permalink