Home | Contact | Archives


 

 
 

June 2006

 
 

جمعه ۹ تیر ۸۵

زنستان هفتم

 



«سفر» پرونده هفتمین شماره مجله اینترنتی «زنستان» است. در آپدیت این شماره کمی تاخیر داشتیم؛ دلیلش گرفتاری ها و بدو بدوهای بعد از تجمع بیست و دوم خرداد بود. این هم لینک چندتایی از مطالبی که خواندم: فضا شکني زنانه...
ادامه ...

Permalink
 


 

سه شنبه ۶ تیر ۸۵

ما و این دزدی های پیاپی!

 



هر کدام از صفحه های وب سایت استکهلمیان را که باز کنید، پایین صفحه این عبارت را می بینید: « تمامی حقوق برای استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در رادیو، تلویزیون و مشابه...
ادامه ...

Permalink
 


 

یکشنبه ۴ تیر ۸۵

ما

 



این روزها به این تغییر معنایی چیزهای ساده و پیش پا افتاده زیاد فکر می کنم...به اینکه زنگ تلفن می تواند چقدر معنای متفاوت داشته باشه...تاپ تاپ دل آدم از این صدای زنگ تلفن چه گستره ای می تواند داشته...
ادامه ...

Permalink
 


 

جمعه ۲ تیر ۸۵

یک جور دیگه...

 



معمولن اینجوری شروع می شود که ماشین پشت چراغ راهنما متوقف می شود... قرمز ...رنگ زنده و پر جنب و جوش...از نوع چراغ راهنمایش ولی بی جلوه است و اعصاب خردکن...شاید گرمای تابستان باشد...شاید باران ریز و شیشه های عرق...
ادامه ...

Permalink
 


 

چهارشنبه ۳۱ خرداد ۸۵

مهم شاید این باشد که---

 



خنکای باد کولر و یک لیوان چای داغ... اخبار « صدای امریکا» را می بینیم‌ که باز یکی از عکس های دردآور آرش از تجمع را نشان می دهد و گفت و گوی کوتاه تلفنی در این باره...خاله ام می...
ادامه ...

Permalink
 


 

پنجشنبه ۱۸ خرداد ۸۵

حمایت های تازه

 



انجمن زنان نوبليست از تجمع 22 خرداد زنان ايراني حمايت كردند ما زنان برنده جايزه صلح نوبل همگام با خواهران ايراني خود به قوانين تبعيض‎آميز ضدزن در ايران معترض بوده و مبارزات آنان را در راه اصلاح اين قوانين تحسين...
ادامه ...

Permalink
 


 

سه شنبه ۱۶ خرداد ۸۵

22 خرداد: تجمع مسالمت‎آميز زنان در اعتراض به قوانين زن ستيز

 



از زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطه، طي 100 سال گذشته، تلاش زنان ايراني همواره متوجه دستيابي به حقوق برابر و انساني بوده است. اما با وجود تمامي اين تلاش ها، در کليه قوانين از جمله قوانين مدني و...
ادامه ...

Permalink
 


 

یکشنبه ۱۴ خرداد ۸۵

خشونتی پیچیده در تار و پود شهر

 



گوشه روسریم را در دست گرفته و خود را باد می زنم...دلم یک لیوان آب می خواهد، یک لیوان آب پر از یخ های خرد شده...بند و بساط کتاب و پوشه و کیسه را از دست راست به دست...
ادامه ...

Permalink | Comments 0
 


 

جمعه ۱۲ خرداد ۸۵

این زندگی دوست داشتنی

 



این روزها به شدت همه چیز خوب هست...دوباره برگشتم به زندگی چز جنب و جوش همیشگی، زنگ خنده هایم طبیعی است، از کوچک ترین و بی اهمیت ترین موضوعات لذت می برم. آنقدر همه چیز آرام و بر وفق مراد...
ادامه ...

Permalink