Home | Contact | Archives


 

 
 

February 2005

 
 

جمعه ۷ اسفند ۸۳

سانسور نکن آقا {بیبببببب}

 



ما بالاخره{...} را گرفتیم و حالا کارناوال{...) مارس را برگزار می {...} براي حيثيت دارکردن لکه ها، ازباد گرفتن ناموس ها و بر باد دادن مصونيت هايمان با ما همراه شو[بييييييييب] اطلاع رساني تريبونک فمينيستي، شاخه اقليت فرا پست آنارکو...
ادامه ...

Permalink
 


 

چهارشنبه ۵ اسفند ۸۳

قاصدی کز تو سلامی و این حرف ها!

 



از احوالم پرسیده بودی. جواب داده بودم که هی بدک نیستم. پرسیده بودی که ای بابا! پس تو کی خوبی دختر؟ نمی دانم. نمی دانم اصلن می شود خوب بود یا نه. می دانی! دیروز اینجا باز هم زلزله ای...
ادامه ...

Permalink
 


 

دوشنبه ۳ اسفند ۸۳

واکنش...

 



لابد یک جای کار من می لنگد که اینطور می شود. می پرسی کدام طور؟ همین دیگر! همین که دست آخر پاسخ ان همه حرص خوردنت که دنبال حق و حقوقت باش و زندگی مشترک را با شرایطی برابر و...
ادامه ...

Permalink
 


 

جمعه ۳۰ بهمن ۸۳

درنگی شاید...

 



می نشینیم پشت یکی از همین میز های فکسنی کافی شاپ های امروزی که به زور برای دو نفر جا دارد و طراحی شده اند برای تنهایی آدم های همیشه تنهای این قرن. نگاهت می کنم.پیر شده ای. نگاهم می...
ادامه ...

Permalink
 


 

چهارشنبه ۲۸ بهمن ۸۳

...

 



همین الان خبر وقوع انفجار در تاسیسات هسته ای ایران را خواندم. اولین واکنشم تلفن کردن به پدر بود. یک لحظه تمام تنم به لرزه در امد. اینجا نشسته ام و خوشبینانه سعی در این دارم که به خود بقبولانم...
ادامه ...

Permalink
 


 

شنبه ۲۴ بهمن ۸۳

درد یک زن

 



چیستم من؟ زاده ی یک شام لذتبار ناشناسی پیش می راند در این راهم روزگاری پیکری بر پیکری پیچید من به دنیا آمدم، بی انکه خود خواهم کی رهایم کرده ای، تا با دو چشم باز برگزینم قالبی، خود از...
ادامه ...

Permalink
 


 

سه شنبه ۲۰ بهمن ۸۳

از هر چمن گلی!

 



*بهتر است وقتی یک نفر خیلی داغ هست بحثی نکرد. باید اجازه داد که از حال و هوای شور و حال شدیدی که او را فرا گرفته است در اید تا بعد با آرامشی بیشتر بحث کرد:)...خوب! تازه تازه دارم...
ادامه ...

Permalink
 


 

چهارشنبه ۱۴ بهمن ۸۳

نفت+خاور میانه=...

 



پسر خاله فینگیلی من یک سال و هشت ماهش است. پسر خاله کوچولو نازنین من فرشته کوچکی است که گل سر سبد فامیل ماست. فینگیلی ما عسل است، مثل همه فرشته های کوچک دیگر. با ورودش به زندگی خاله و...
ادامه ...

Permalink | Comments 3