Home | Contact | Archives


 

 
 

January 2005

 
 

چهارشنبه ۷ بهمن ۸۳

برای خودمون دوتا

 



چهار ساله ام، تغییرات نا خوشایندی را احساس می کنم.شکم مادر روز بروز بزرگتر می شود. تخت تازه ای خریده اند، می پرسم چرا تخت جدید خریدید؟ جواب می دهند برای یک فرشته کوچک.بالاخره روزی مرا خانه مامان بزرگ می...
ادامه ...

Permalink
 


 

دوشنبه ۵ بهمن ۸۳

یک یاد آوری ساده!

 



*من با يک مرد سيبيلو ازدواج کردم . آن وقتها که هنوز ازدواج نکرده بودم حتی فکرش را هم نمی کردم يک روز با يک مرد سيبيلو ازدواج کنم . هميشه آدمهای سيبيلو يا احمقند که سيبيل دارند يا زيادی...
ادامه ...

Permalink
 


 

پنجشنبه ۱ بهمن ۸۳

اندر باب همایش هنر و جهانی شدن

 



یک شنبه و دوشنبه این هفته همایش بین المللی ((هنر و جهانی شدن)) در موزه هنرهای معاصر برگزار شد.خوب، از آنجایی که همایش بین المللی بود عده ای از سخنرانان خارجی بودند و عده ای از مهمانان هم همینطور. جدا...
ادامه ...

Permalink | Comments 4
 


 

سه شنبه ۲۹ دی ۸۳

آغوش...

 



آغوشی می خواهم، آغوشی می خواهم مرا به جایی برد که دیگر نه سوالی باشد نه جوابی، نه توضیحی باشد نه توجیهی. هم آغوشی می خواهم، هم اغوشی که در آن دیگر سخن از اولین بار کی و کجا نباشد....
ادامه ...

Permalink
 


 

سه شنبه ۲۲ دی ۸۳

چشمک، آی چشمک!

 



چشمک می زنم به مرد پولدار/ تا بخره برام کفش پولک دار شما ها هم به کرات این بیت را که جزئی از فرهنگ کوچه و بازار ماست شنیده اید. مگر نه؟شاید شما هم وقتی که دخترکی خردسال بودید دامن...
ادامه ...

Permalink
 


 

شنبه ۱۹ دی ۸۳

رویا پر!

 



باز هم چیزکی دیگر نیست. تمام انسان ها رویا دارند. جایی خوانده بودم که انسان بی رویا، انسانی مرده است. رویا ها، دنیای فانتزی ساخته ذهن هستند. این دنیای فانتزی، معمولا ایده آل های ذهنی آدمی است. هر شخصی نویسنده...
ادامه ...

Permalink | Comments 11
 


 

چهارشنبه ۱۶ دی ۸۳

چشم ها

 



هر سال در کتاب های علوم و زیست خواندیم که مغز نقش رهبری بدن را بر عهده دارد و تمام اعضای بدن از مغز فرمان می گیرند. هر سال به ما گفتند که حتی قلب هم بی مغز توان تپیدن...
ادامه ...

Permalink
 


 

دوشنبه ۱۴ دی ۸۳

قول ها

 



رها نوشته است: به تجربه بهم ثابت شده که هیچ قولی دائمی و قابل اعتماد نیست، چه قولهایی که به خودمون می دیم، چه اونهایی که به دیگران می دیم. با این حال قولهای زنانه باور پذیرتره، چون یک زن...
ادامه ...

Permalink
 


 

شنبه ۱۲ دی ۸۳

تئاتر و روشنفکری و کتاب!

 



پنج شنبه شب در معیت دو دوست به تماشای تئاتر (( حرفه ای ها)) رفتم. مدت ها بود که از دیدن هیچ تئاتری این اندازه لذت نبرده بودم. کاراکتر ها ملموس و به دور از سیاهی و سفیدی مرسوم در...
ادامه ...

Permalink | Comments 6